صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 20

رسالة في الحدوث ( حدوث العالم )

صدر المتألّهين در رسالهء حدوث پاسخ صريحى به اين پرسش نداده است ؛ امّا در موقف دهم از سفر سوم كتاب أسفار « 1 » هم‌آوا با سخن مشهور فلاسفهء اسلامى در باب دوام فيض الهى ، بىآغازى حوادث وتغيّرات را مىپذيرد . البتّه وى بر مبناى نظريّهء حركت جوهى ، به اين نكته توجّه مىدهد كه بىآغازى حوادث به معناى قدم عالم نيست ؛ زيرا صفت « قديم » را تنها به امرى ثابت وبرقرار مىتوان نسبت داد كه آن چيزى جز ذات بارى وفيض بارى نيست ، امّا جهان طبيعت كه ذاتا متغيّر وبيقرار است جز به داغ « حدوث » نشاندار نمىشود ، وحتّى مادّهء اين جهان نيز ثابت نيست تا بتوان آن را قديم دانست . سخن پايانى نگارنده در يك استنباط كلّى مىتوان اين نظر را عرضه داشت كه تلاش ملّا صدرا بيشتر بر اين بوده است كه صورت مسألهء حدوث را از قالب مطلب « هل » ( آيا ) بدر آورد ودر قالب مطلب « ما » ( چه ) مطرح كند ؛ يعنى بجاى فهم ساده وعاميانه از پرسش « آيا عالم حادث است ؟ » ووارد شدن در نزاعي كه بين متكلّمان وفيلسوفان رسمي در پاسخ بدان وجود دارد ، اهتمام ودقّت خود را صرف اين نكته كند كه أساسا « حدوث چيست ؟ » وچه چيزى را حقيقتا مىتوان موصوف وصف « حادث » دانست . نظريّهء حركت جوهري ملّا صدرا ، در واقع زمينهء پاسخ به همين پرسش دوم را فرآهم مىآورد كه در نتيجهء آن ، موضوع پرسش نخست ومعناى آن عوض مىشود . در اين صورت ، پرسش نخست پاسخى روشن وبديهي مىيابد ؛ چرا كه بر أساس حركت جوهري ، پيداست كه هر جسمي - با مادّه وصورتش - حادث است ، وهر لحظه پديده‌اى

--> ( 1 ) رك : صدر الدّين الشّيرازيّ ، الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 282 - 288 .